دست آورد مذاکرات هسته‌ای؛ بایدها و نبایدها

شعبان شهیدی مودب در فرارو نوشت:

 مذاکرات پنج روزه فشرده، دقیق و کارشناسانه هسته‌ای در ژنو، پگاه روز یکشنبه به نتیجه رسید و مقدمات برداشتن نخستین گام بسوی توافقات کلی را فراهم آورد.

ابتدا باید این نکته را متذکر شد که پس از تشکیل سازمان ملل متحد، این نخستین بار است که یک کشور در حال پیشرفت و انقلابی چند دور در سطوح مختلف با قدرتهای بزرگ جهان، با کفایت، تبحر، قاطعیت و استقلال عمل به مذاکره نشست و به تنهایی به دفاع از منافع ملی پرداخته است.

هر چند ممکن است که برخی به جزییات شکلی یا ترکیبی مذاکرات هیئت ایرانی ایراد داشته باشند اما بدون تردید، شیوه و طراحی مذاکرات که دکتر ظریف و تیم او در پیش گرفتند در بالا ترین سطح توان موجود دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران عمل کرد.

دوم آنکه آقای ظریف، هم در پشت درهای بسته و هم در اتاقهای کنفرانس با انجام روشنگری، شفاف سازی و با اشراف به ظرافتهای روانشناختی، به بهترین نحو به تلطیف فضای جهانی به نفع ایران اسلامی همت گمارد.

بدون مداهنه، باید به جمهوری اسلامی ایران بابت داشتن چنین مسئولی تبریک گفت و آرزو کرد که دکتر ظریف راهی را که آغاز کرده است با قاطعیت و بدون توجه به جوسازی‌های کسانی که بیش از فکر کردن به انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی و منافع ایران عزیز، به منافع فردی و باندی خود می اندیشند، ادامه کار دهد و ضمن به سرانجام رساندن مذاکرات، با همه جانبه نگری بیشتر به درون وزارت امور خارجه پرداخته و همانگونه که امروز گفته است به استحکام و روابط با همسایگان بپردازد و اکنون که فضای جهانی را به نفع ایران عزیز تغییر داده است، به انتخاب احسن دوستان جدید جمهوری اسلامی همت گمارد. آقای ظریف از درون وزارت خارجه بهتر از هر کسی آگاه است و می داند که چه فوریتهایی در انتصابات و اصلاحات وجود دارد.

نگارنده از ساعات اولیه بامداد که سخنگوی خانم اشتون خبر توافق را به رسانه ها داد، اخبار رسانه های داخلی، سخنان خانم اشتون، دکتر ظریف، وزیر خارجه آمریکا، وزیر خارجه فرانسه و آقای اوباما را به  دقت شنیده و به تحلیلهای رسانهای غربی نیز گوش فرا داده است. لذا با اشراف به مفاد پیمان عدم گسترش (ان پی تی ) و با توجه به سابقه فعالیت هسته ای ایران پیش و پس از انقلاب، چند نکته را توضیح می‌دهد.

1 _ ایران اسلامی وارث برنامه های استفاده از انرژی  هسته ای در تولید برق و نیز پژوهشهای هسته ای است. حداقل بیست سال پیش از پیروزی انقلاب،  ایران به   کمک امریکا، فرانسه، سوئیس و با همکاری دیگر کشورها به پژوهشهای هسته ای پیوسته و راکتور کوچک تحقیقاتی امیراباد تهران را آمریکایی ها برای ایران شاهنشاهی ساخته و تحویل داده اند.

2_ سازمان انرژی اتمی ایران اولین بار پنج سال پیش از انقلاب به ریاست دکتر اکبر اعتماد که هم زمان عنوان معاونت نخست وزیر را داشته است، شکل گرفته و با امکانات و اختیارات فوق العاده به ساخت راکتور های قدرت اقدام و طی برنامه های تحقیقاتی با فرانسوی ها  مرکز بزرگ تحقیقات هسته ای اصفهان را بنا کرده و به کمک آلمان ها به بنای دو واحد  نیروگاه اتمی بوشهر پرداخته و با فرانسویها نیز در دارخوین خوزستان نیروگاهای جدید بسازند. همچنین به ابتکار دکتر اعتماد، ایران با اعطای وام یک ملیارد دلاری به کمیسریای انرژی اتمی فرانسه، توانسته است در پروژه بزرگ غنی سازی در کنسرسیومی متشکل از فرانسه، اسپانیا، بلزیک، ایتالیا، و سوئد سهیم شود به گونه ای که مستقیما بتواند اورانیوم غنی شده مورد نیازنیروگاه های آینده خود را راسا خریداری نماید.

3_ با وقوع انقلاب اسلامی ایران عملا بخش بزرگی از نیروهای تربیت شده برای کار در نیرو گاهای مورد نظر و مراکز تحقیقاتی هسته ای بلا تکلیف شده و تناقض گوییهای وزیر نیروی دولت موقت و سرپرست وقت سازمان انرژی اتمی، قراردادهای ایران با فرانسه و آلمان را بلا تکلیف رها کرده و با وقوع جنگ تحمیلی واصابت چند موشک به نیروگاه بوشهر  کارها تعطیل شده و میلیارها دلار سرمایه گذاری بدون استفاده رها شده است. البته در این میان عدم حسن نیت کشورهای طرف قرارداد نیز مزید علت شده است تا کارها عملا تعطیل شود.

4- با پایان جنگ تحمیلی و با لحاظ این که شمار زیادی از نیروگاه های کشور به شدت آسیب دیده بودند، در دولت جناب هاشمی رفسنجانی احیای نیروگاه بوشهر و فعال ساختن مرکز تحقیقاتی اصفهان و کرج و فعال تر کردن مرکز تحقیات اتمی امیر آباد تهران، در دستور کار قرار گرفت زیرا تامین نیروی برق از طریق هسته ای، با توجه به سرمایه گذاری‌های پیشین در این بخش، صرفه اقتصادی بیشتری نسبت سایر منابع داشت.

5- سازمان انرژی اتمی به ریاست آقای مهندس امراللهی، مامور اتمام ساخت و تجهیز نیروگاه بوشهر شد که در نهایت با روس ها به توافق رسید که نیروگاه را با هزینه حدود یک میلیارد دلار و طی پنج سال بازسازی، تکمیل و تجهیز نمایند. راه اندازی کامل این نیروگاه به عللی تا کنون میسر نشده است. از جمله این که شرکت بزرگ "اوردیف" فرانسه که ایران در برداشت اورانیوم غنی شده در آن سهم داشته به لطایف الحیلی از تحویل سوخت سهمیه ایران خودداری  می‌کند و نیز به علت عدم فروش سوخت رآکتور نیروگاه اتمی بوشهر از سوی کشورهای اروپایی، جمهوری اسلامی ایران به ناچار به بومی سازی اورانیوم غنی شده می پردازد که البته، این کاری پر هزینه، تخصصی و نیازمند برخورداری از توان تکنولوژی بالا بوده است؛ این کار در دولت آقایان هاشمی و خاتمی صورت می گیرد.

6- سازمان انرژی اتمی ایران به ریاست آقای مهندس غلامرضا آقازاده، در چارچوب مقررات ان پی تی، به ساخت، خرید و نصب سانتریفوژهای غنی سازی موفق شد و با بهره گیری از سنگ اورانیوم از معادن ایران و تولید کیک زرد، به تولید گاز اورانیوم موفق و غنی سازی تا حدود سه و نیم درصد  اقدام نمود.

7- در زمان ریاست آقای محمد البرادعی بر آژانس بین المللی انرژی اتمی، طی بازرسی هایی، بدگمانی های در ارتباط با فعالیت های هسته ای ایران پدید می آید. در دولت جناب آقای خاتمی، اقداماتی برای رفع این بدگمانی ها صورت می گیرد اما در قالب "گفتگو های انتقادی" بین کشورهای اروپایی و ایران، ناگهان مسئله غنی سازی وارد فاز تازه ای می‌شود که وزرای خارجه انگلیس، آلمان و فرانسه به ایران می‌آیند. جناب آقای روحانی، در آن زمان در سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی، عهده دار حل و فصل این تفاهم می شود که با بهره گیری از توان کارشناسان مبرز وزارت خارجه به ویژه دکتر ظریف، پیمان سعدآباد را با سه وزیر خارجه اروپایی به امضا می‌رسانند که بر اساس آن، برای مدتی، غنی سازی را به حالت تعلیق در می آورند.

8- با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد و انتصاب دکتر علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، شکل و محتوای مذاکرات هسته ای تغییر می یابد و پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد می رود و بدین ترتیب، یک امر کاملا فنی که در چارچوب آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای حکام آن در حال رفع و رجوع بود، شکل سیاسی به خود می گیرد و جمهوری اسلامی و ملت ایران با تحریم های عدیده ای مواجه می شوند.

9- در این گیر و دار، سوخت رآکتور تحقیقاتی امیر آباد تهران که تولید کننده رادیو ایزوتوپ برای مصارف پرتو درمانی و امور تحقیقاتی است، تمام می شود و سازمان انرژی اتمی در خرید سوخت آن بر می آید اما کشورهای دارنده این سوخت، از فروش آن به ایران خودداری می ورزند و غربی ها فروش آن را به شرایط بسیار دشواری و غیر قابل قبولی گره می زنند. بدین ترتیب، سازمان انرژی اتمی ناگزیر می‌شود نسبت به تولید سوخت با غنی سازی بیست درصدی  در حد نیاز رآکتور امیر آباد اقدام کند.

در پی این اقدام، کشورهای عضو شورای امنیت، با تحریک رژیم صهیونیستی، با مشاهده توان بالای علمی ایران، تحریم ها را تشدید می کنند و نهایتا در دولت جناب آقا ی دکتر روحانی، اراده به تغییر روش در مذاکرات هسته ای تعلق می گیرد و ایشان، دکتر ظریف را به وزارت خارجه می گمارد و مسوولیت مذاکرات هسته ای را به  وی می سپارد. آقای ظریف و تیم همراه، صبح یکشنبه قدم نخست در عقد یک قرارداد یا موافقت نامه میان دوره ای به مدت شش ماه را بر داشت و در این راه، موفق شد.

آن چه اکنون می‌توان گفت این است که اولا ایران هیچگاه برنامه ساخت سلاح اتمی نداشته و ندارد و رهبر معظم انقلاب چندین بار بر این مهم تاکید ورزیده اند.

ثانیا، ایران به سوخت غنی شده کم تر از پنج درصد نیاز دارد و تولید آن در توافقنامه روز یکشنبه برای ایران به رسمیت شناخته شده است.

ثالثا، طبق موافقتنامه ژنو، قرار است طی شش ماه آینده، 200 کیلوگرم اورانیوم بیست درصد غنی شده، اکسید شود و از حیز انتفاع خارج گردد و نیز ایران به تعداد سانتریفوژهای خود اضافه ننماید و آن چه را که در اختیار دارد، مدرن سازی نکند.

رابعا، پروتکل الحاقی توسط جناب آقای دکتر روحانی، در زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده اند، امضا شده که بر اساس آن، بازرسی های آژانس از تاسیسات ایران که در گذشته انجام می گرفته، همچنان ادامه خواهد یافت.

البته نظارت های آژانس، فقط به تاسیسات هسته ای محدود است و به تاسیسات نظامی و موشکی تسری نخواهد یافت.

خامسا، طرف مقابل نیز بخشی از تضییقات مالی و تجاری را بر داشته است اما شاید گزافه نباشد اگر گفته شود که اهمیت این توافق، بیش از آن که اقتصادی باشد، سیاسی است زیرا اتهام تلاش برای ساخت سلاح اتمی را از ایران منصرف ساخته و رژیم صهیونیستی را در مقابل عمل انجام شده قرار داده است زیرا این رژیم، دیگر نمی تواند با تصویر سازی یک غول خطرناک از ایران، از حل و فصل مسئله فلسطین شانه خالی کند و به اشغال گری خود ادامه دهد. عصبانیت نتانیاهو و پرخاشگری های وی بر سر توافقنامه هسته ای با ایران به علت از دست دادن همین بهانه است.

و نهایتا، باید توجه داشت که این تواقنانه، عمری شش ماهه دارد و  طی این مدت، دو طرف باید با متانت، واقع بینی و آینده نگری، به سمت و سویی بروند که منجر به عقد توافق نهایی و برداشتن تحریم ها شود.

این شش ماه برای دو طرف، زمانی دشوار است زیرا باید از کارشکنی ها ممانعت به عمل آورند و تسلیم جوسازی نشوند. بی تردید، صهیونیست ها بی کار نخواهند نشست و به تحریکات علیع ایران اسلامی ادامه خواهند داد اما با عنایت به بلوغ سیاسی ملت شریف ایران و توجه به این مهم که آن چه حاصل شده، با مجوز بالاترین مقام جمهوری اسلامی ایران به دست آمده است، دست آوردهای آن در صورتی تحکیم خواهد یافت که فضای سیاسی داخل، چه در رسانه ها به خصوص صدا و سیما، چه مجلس شورای اسلامی و چه در محافل سیاسی، آرام و به گونه ای باشد که به تلطیف فضای داخلی و وحدت ملی بیشتر، منجر شود.

باید دانست که طرفین مذاکرهع ، هیچ گاه به تمام آن چه می خواهند نمی رسند و اکنون که دیپلماسی موفق ایران توانسته است این باور را محقق کند که ایران، اهداف نظامی ندارد، فضای داخلی نباید به گونه باشد که با پرداختن به مسایل کم اهمیت و غیر ضروری، وحدت حاصل شده داخلی را مخدوش سازد.

خوشبختانه در این خصوص هماهنگی ها زیر نظر رهبر معظم انقلاب صورت گرفته و با انجام این توافق، از یک فاجعه احتمالی جلوگیری شده است.

آن چه به دست آمده، بخشی از مطالبات ایران اسلامی در قبال قسمتی از انتظارات طرف های مذاکره است. اما بخش اعظم کار باقی مانده است؛ به قول شاعر، به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است!

برچسب‌ها :

افزودن نظر جدید